جزوه کلاسی درس روزنامه نگاری بین الملل دکتر ببران
روزنامهنگاری بینالملل 29/07/1388
بعبارتی این گروه معتقدند که فرآیند جهانی شدن در کشورهای کمتر توسعه یافته به گونه ای است که برای آنها دهکده جهانی تبدیل به غارت جهانی global pillage میشود دقیقا مفهومی برخلاف آنچه که مک لوهان گفته است.
گیدنز میگوید: به هر تقدیر در مقابل این دو طیف از افراط و تفریطها شاهد ظهور گروه سومی هستیم که با ترکیب نظریات پیشین راه سومی را انتخاب میکنند و این راه سوم را رهیافت تحولگرایی transformationlism approach مینامند. این گروه به جهانی گرایی نگاهی گزینشی دارند و استدلال میکنند اگرچه جهانی سازی تغییر مهمی ایجاد میکند اما هنوز هم برای نهادهای ملی و محلی و سایر سازمانها جایگاه مهمی وجود دارد. گروه سوم جهان گرایی را صد درصد محکوم نمیکنند بلکه بر جوانب مثبت آن صحه می گذارند و اعتقاد دارند که جهانی سازی علیرغم قدرت تهاجمی زیاد آن میتوان آنرا بومی کرد و میخواهند این تهدید را به فرصت تبدیل کنند و درعین حال به نوعی در مقابل آن مقاومت هم نمایند. براساس این نظریه ها که مورد حمایت بسیاری از رهبران جهان قرار گرفته است همگی معتقدند که نهادهای جهانی میتوانند دموکراتیزه و نیرومند شوند و در عین دولت-ملتها نیز میتوانند چارچوبهای آشکار خود را حفظ کرده و فرهنگ مهمی را در این فرآیند ایفا کنند.
در یک جمع بندی کلی از تعاریف و نظریه های موجود در خصوص جهانی شدن شاید بتوان در یک تعریف کلی گفت : این فرآیند مفهوم و پدیده ای تازه است که متکی بر فشردگی فزاینده زمان و فضا و افزایش آگاهی حاصل از انقلاب اطلاعات بوده و بر رویه های سیاسی،فرهنگی و اقتصادی جوامع تاثیر بسزایی دارد. این فرآیند از یک سو با موفقیتهای قابل توجهی مانند گسترش فن آوری ، اختراعات، پدیده های جدید و تسهیل کننده در دورترین نقاط جهان روبرو بوده و از طرفی با اشکالاتی مانند: افزایش شکاف طبقاتی در عرصه ملی،بو جود آمدن پدیده فقر موزون،گسستگی،آشفتگی،بی نظمی هنجاری و ارزشی که به نوعی اختلالات هویتی و یکسان سازی فرهنگها مواجه است.
روزنامهنگاری بینالملل /07/1388
ابزار عصر جهانی شدن رسانه هاست. ویژگیهای این پدیده :1- پلات 2- پروسه
ویژگیهای پروسه : فاقد محدودیت زمانی و مکانی. آغاز و پایان مشخصی ندارد- دارای کنش و واکنش متقابل هستند – پویا و دینامیک است
آیا این جهانی سازی است یا جهانی شدن است؟ جهانی شدن صحیح تر است چون بعنوان یک پدیده معلوم نیست از کجا آغاز شده است و یا پایانش چه اثراتی دربر دارد.
این پروسه یک کاتالیزور دارد. این کاتالیزو کیست؟ بازیگران عصر جهانی ؟
عوامل اصلی قدرت نرم:1- رسانهها2- احزاب3- اصناف 4- توان اقتصادی 5- N.G.O ها . برای حفظ قدرت به موارد با لا نیاز است که نیازمند راهبرد و برنامه ریزی مداوم است.
جهانی شدن چیست؟ پدیده جهانی شدن که برحسب نظریات متعدد و تعابیر متفاوت بعنوان جهانی سازی و جهان گستری از آن یاد میشود و عرصه های گوناگون سیاست،اقتصاد و فرهنگ را در جهان کنونی دربرگرفته است . این فرآیند جدیدی است که ریشه های اولیه آن باید در رشد سرمایه داری جدید دانست و سابقه آن به اواخر قرن 16 برمیگردد.
رابرستون: این فرآیند همان فشردگی و کوچکتر شدن دنیا و افزایش روز افزون آگاهی در جهان به شمار میآید.
آنتونی گیدنز: (مشاور حزب کارگر انگلیس) نظریات جهانی شدن به سه دسته تقسیم میشوند.برخی با بدبینی کامل آنرا رد میکنند. دسته دوم که جهان گستران هستند جهانی شدن را اجتناب ناپذیر میدانند. به عقیده خوش بینان ، نمیتوان در برابر پروسه جهانی شدن مقاومت کرد. تشدید پیوندهای متقابل جهانی تاحد زیادی از اهمیت مرزهای ملی کاسته است و اقتصاد و فرهنگ و سیاست ملی به درون شبکه های جهانی ادغام شده است تفاوتهای محلی و ملی را کاهش میدهد و سیاست و فرهنگهای جهانی را همگن میکند.
دیدگاه بدبینان در خصوص جهانی شدن: این دسته یک طیف وسیعی را تشکیل میدهند از سنت گرایان گرفته تا مخالفان سرمایهسالاری جهانی شدن را با تعابیر آمریکایی شدن و غربی شدن و حتی طرفداران زیست محیطی و فمنیستها را شامل میشود.آنها براین باورند که جهانی شدن دنیای از برنده و بازنده خلق میکند و درعین حال جهان گستری را سلطه منافع اقتصادی گروههای معین مثل: ایالات متحده آمریکا میدانند که به شکل موثری در برابر همه فشارها برای کنترل و تغییر مقاومت میکنند و خواست خود را در قالب دستور و برنامه معین به دنیا تحمیل میکنند.
روزنامهنگاری بینالملل 06/07/1388
جهانی شدن فرهنگ و هویت
رواج جهانی شدن فرهنگ به بروز واکنشهای متفاوت و حتی متناقض منجر شده است. برخی این پدیده را نوید ایجاد جهانی دمکراتیک و متحد میدانند که با اتکا به یک فرهنگ جهانی شکل گرفته است و به ظهور دهکده جهانی منجر شده است. برمبنای اصل مک لوهان این امر نتیجه ارتباطات جدید است اما برخی براین باورند که جهان گستری فرهنگی به یک هویت سیاسی جهانی که ترویج گر پایبندی و همبستگی جهانی است نیانجامیده است و درعین حال جهانی شدن فرهنگ را نتیجه گم گشتگی و از بین رفتن فرهنگ میدانند.
فوکویاما: این پدیده را که جهانی شدن منتهی به همگونی فرهنگی میشود به چالش میکشد و این ارزشهای فرهنگی هستند که سامان اقتصادی یک کشور را شکل میدهند این به معنی عصر تاثیر جوامع از فرآیندهای جهانی شدن نیست. درست است که فرآیند جهانی شدن میان ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی همگرایی ایجاد کرده است اما در عین حال عناصر عمیق تری در فرهنگ کشورها وجود دارد که همگرایی در آنها به راحتی حادث نمی شود.
روزنامهنگاری بینالملل 20/08/1388
هویت در عصر جهانی شدن
با نگاهی اجمالی به انتقاد و مقاومتها در برابر فرآیند جهانی شدن فرهنگ متوجه میشوم آنچه بیش از همه براین روند تاثیر گذاشته است. تضاد پدیده جهانی فرهنگ و هویت در کلیه انواع و اشکال آن است.
ایمانوئل کاستلز میگوید: دنیا و زندگی ما بدست جریانهای متضاد جهانی شدن و هویت شکل میگیرد. انقلاب تکنولوژی اطلاعات و بازسازی ساختار سرمایهداری شکل تازهای از جامعه یعنی جامعه شبکهای را پایهگذاری کرده است که مهم ترین مشخصه چنین جامعهای فرهنگ مسلط بر آنست که از نظام رسانهای فراگیر و متنوع بوجود آمده است.
این نظام و جامعه نوین نهادهای اجتماعی را به لرزه در میآورد، فرهنگها و هویتها را دگرگون میسازد . ثروت میآفریند و فقر نیز بدنبال میآورد و به تبع این تحولات دنیای جدید با بیمها و امیدهای تازهای را سبب میشود. بنابراین به نظر میرسد بدون درک مفهوم هویت در روندهای جهانی شدن طرح دیدگاه و نقش رسانه بعنوان مهم ترین ابزار این عصر برای تقویت یا مقابله با این هویت میسر نخواهد بود.
مفاهیم هویت:
اگر مغهوم هویت را متکی به عناصر پیشین آن بدانیم یعنی بگوییم که هویت یک تبانی است که بر تاریخ گذشته مبتنی میباشد. بعبارتی در تعریف هویت گذشته است که حکم میراند و اگر حال و آینده را هم دخیل بدانیم در تعریف هویت باید دو مولفه همبستگی و تفرد را هم دخیل بدانیم یعنی باید بدانیم فرد در تعامل با جامعه چه جامعه ملی و یا بین المللی ، قومی و گروهی از یک طرف خصیصههایی را دریافت میکند و از طرف دیگر خود نیز ویژگیهایی دارد که مستقل از عنصر همبستگی است. بنابراین مولفههای موجود در هویت فرد یا جامعه را دگرگون میکند بعبارتی دیگر هویت فرهنگی تنها انباشت سادهای از اندیشه، رسم ها،نحوه خوردن،پوشیدن معین که از گذشتگان به ما رسیده است نسیت بلکه انتخابی که فرهنگ میکند تا بداند با این عوامل در برهه خاصی از تاریخ چه برخوردهایی داشته باشد هست. بنابراین هویت فرهنگی عبارت است از برنامهای که فرد برای آینده خود با بهره گیری از گذشته میآفریند این فرآیند انفعالی نیست بلکه آفرینش و بازآفرینی مداوم انتخاب آگاهانه را بدنبال دارد.
ساخت اجتماعی هویت همواره در بستر روابط قدرت صورت پذیری و سر منشاء برای شکل پذیری آن میتوان قایل شد.
1- هویت مشروعیت بخش
2- هویت مقاومت
3- هویت برنامهدار
1- هویت مشروعیت بخش: توسط نهادهای غالب جامعه ایجاد میشود تا سلطه آنها را بر کنشگران اجتماعی گسترش دهد و در شکل ایدهآل منجر به ایجاد جامعه مدنی میشود.
2- هویت مقاومت(تبعیض): که توسط کنشگران ایجاد میشود که در شرایطی قرار دارند که از طرف منطق سلطه بیارزش دانسته میشوند و نهایتا منجر به ایجاد جماعتها یا اجتماعات میگردد مانند مقاومتهای جمعی در برابر ظلم و ستم.
3- هویت برنامهدار: زمانی تحقق مییابد که کنشگران اجتماعی با استفاده از موارد فرهنگی در دسترس خود هویتهای جدیدی را رقم میزند که موقعیت آنها را در جامعه از نو تعریف میکند و درپی تغییر شکل کل ساخت اجتماعی میباشند و به ایجاد سوژه میانجامد این سوژه ها کنشگران اجتماعی و جمعی هستند که افراد به کمک آنها در تجربههای خود به معنایی همه جانبه دست مییابند.
درحالیکه طی دوره مدرنیته هویت برنامهدار از بطن جامعه مدنی برمیخاست در جامعهای شبکهایی هویت برنامهدار اگر هم پدید آید از دل مقاومت جماعت گرایان بوجود میآید از دید کاستلز: در این عصر بحران مشروعیت دامن گیر کلیه نهادها شده است چراکه همگام با پیشرفت فرآیند جهانی شدن سرچشمه هویتهای مشروعیت بخش کاملا خشیدهاند. نهادها ، سازمانهای جامعه مدنی که حول دولتهای دمکراتیک و قرارداد اجتماعی میان کار و سرمایه ساخته شده بود. کمابیش بر پوسته توخالی بدل شده و روز به روز در ایجاد ارتباط با ارزشها و زندگی مردم اگر جوامع ناتوان تر میشود. روال هویتهای مشترک که مترادف با اضمحلال جامعه نظام معنادار اجتماعی است نشانگر اوضاع و احوال روزگار ماست. ص 426
روزنامهنگاری بینالملل 27/08/1388
پس با حقایق متقابلی که مطرح کردیم بحث پیشرفت سریع جهانی شدن و تسلط فرهنگ غالب و پیامدهای آن یک واقعیت گریز ناپذیر است. این امر نیز غیر قابل انکار است که چنین تسلطی به نوعی آشفتگی و ناهنجاری ارزش میانجامد که نهایتاَ منجر به بحران هویت مخصوصاَ در کشورهای جنوب میشود.بدیهی است که اندیشمندان این جوامع باید پاسخهای قانع کننده و راه حلهای قابل قبولی ارائه دهند تا ضمن حفظ هویت خود با فرایند جهانی شدن به ترکیب مناسبی همراه شوند. به نظر میرسد اتخاذ شیوه ای یا راه سومی یعنی شناخت انتخاب آگاهانه و بازیگری فعال و خلاق میتواند پاسخ مناسبی برای این فرآیند محسوب شود. واقعیت اینست که در چالش جهانی شدن ،فرهنگها و جوامع درعین واقع بینی نباید دست به پذیرش کورکورانه و منفعلانهای فرهنگ غالب بزنند بلکه باید در برخوردی فعال چهارچوب نگرش سیاسی فرهنگ خود را شکل دهند و در این راستا تمهیدات موجود را به فرصت تبدیل کنند لذا مهمترین کوشش برای حفظ هویت فرهنگ ملل در عصر اطلاعات و بقا در این جامعه شبکهایی استفاده هنرمندانه و برنامه ریزی شده از رسانه و تکنولوژی ارتباطی جدید و سایر امکانات این عصر برای ایجاد شرایطی جدید جهت همزیستی میان فرهنگهاست. دراین شرایط کشورها باید بتوانند ساختارهای مناسب را برای حضور در این عصر جدید ابداع نمایند وگرنه از صحنه حذف میشوند
چنانکه اریک فروم معتقد است که تاریخ بشر گورستان فرهنگهای بزرگی است که پایان فاجعهآمیز آنها بدان سبب است که نتوانسته اند دربرابر چالش ، واکنش برنامهریزی شده،هنرمندانه و ارادی بروز دهند.لذا به این منظور موثرترین اقدام کلیه کشورها بهویژه جنوبیها در سیاستهای رسانه ای خود و اتخاذ رویکرد جامعه در برابر اطلاع رسانی میباشد که این سیاست رسانهای جامع میتواند از طریق اقداماتی چون سازماندهی،برنامه ریزی و سرمایه گذاری، یافتن سیاستهای رسانه ای و ارتباطی جدید همان روشی است که امروزه برخی از کشورهای شمال مثل کانادا و فرانسه و کشورهای جنوب مثل اندونزی و مالزی و سنگاپور برای حفظ تمامیت ملی هویت و وحدت فرهنگی کشورشان بکارگرفتهاند. این مساله در مورد کشورهایی که تنوع جمعیتی و زبانی دارند محسوس تر است. چنانچه اتحادیه اروپا در سال 1997 سیاستهای جدید ارتباطی و رسانهای خود را در سه محور:
1- ارتقای سطح پوشش رسانههای ملی و منطقهای 2- تقویت توانایی ارتباطی اروپایی 3- حفاظت از رسانههای اروپایی در مقابل هجمه رسانههای آمریکایی استوار کرد.
پس باید اذعان داشت که در سطح جهان رسانه های ملی و محلی در هویت بخشی و حفظ هویت جوامع تحت پوششان زمانی موفقیت بیشتری باید داشت که هم بتوانند از تحمیق مخاطبان جلوگیری کنند و هم اینکه بتوانند مخاطبان دیگر رسانهها را به خود جذب کنند و این میسر نیست جز با تکیه بر امتیازهای فرهنگ خودی خصوصا تقویت پوشش رسانهای خرده فرهنگها. همچنین صاحب نظران علوم اجتماعی بر این باورند که یکی از موثرترین راههای حفظ تمامیت و هویت ملی و فرهنگ کشورها در این نظام شبکهای تاسیس رسانههای مخصوصی برای یک بخش خاصی از جمعیت است و این نتیجه ای جنبی و حاشیه ای را همراه دارد که هویتهایی را در عرض هویتهای ملی تقویت میکند نه در طول آن.
ظهور و تقویت رسانههای جایگزین خود نشانه افزایش قدرت جوامع برای اظهار دیدگاهها و نیازهای خویش با استفاده از فنآوری جدید و روزآمد است بدین منظور برای کنترل هجوم اطلاعات حاصل از رسانههای حاکم جهانی، کشورها میتوانند با تقویت و راه اندازی شبکهها و آژانسهای خبری ملی و منطقهای به توسعه رسانههای ملی و محلی مبادرت کنند.
ازسوی دیگر کشورها باید ضمن گزینش و پذیرش کالای فرهنگی هم به محلی کردن این کالا مبادرت ورزند و باتوجه به مکانیزم بازار جهانی به سرمایهگذاری در بخش کالای فرهنگی بومی بپردازند. کالای فرهنگی بومی که در بازار جهانی ارزش عرضه داشته باشد. و همین طور بسیاری از صاحب نظران براین باورند که برای اینکه جوامع مختلف درعین حفظ هویت خود از امکان حضور فعال و موثر در عصر جدید بیبهره نباشند باید درجهت بههنگام کردن فرهنگ و هویت خود بکوشند تا توان انطباق و سازگاری با تحولات را داشته باشند بدین معنا که بین توسعه تکنولوژی و زمینه های فرهنگ خود نوعی سازش بوجود آورند و به منظور پرکردن این شکاف فرهنگی بخصوص در کشورهای جنوب ، رسانهها میتوانند نقش راهبری و آموزش داشته باشند.
روزنامهنگاری بینالملل 04/09/1388
Policy –planning-making-organizing
Capital- budge- planning
Cultural production- increase- adaption- intral production
Audience oriented
National – regional – international –
Profficional
New technology
مروری بر دیدگاههای مختلف در خصوص جامعه اطلاعاتی
دیدگاههای متفاوتی درخصوص جامعه اطلاعاتی در طی دو دهه گذشته ارائه شده است برخی بر این باور بودند که تصور یک جامعه اطلاعاتی نابهنگام است. از سویی دیگر گروهی نیز براین باورند که جامعه اطلاعاتی ، جامعهای خواهد بود بیاندازه هماهنگ، دهکدهای که سراسر سیاره را شامل خواهد شد این همان آرمان و کمال مطلوب است که به شکل جامعه شفاف و بی تعارض ظهور میکند.
هایدی تافلر و آلوین تافلر معتقدند که جامعه اطلاعاتی به مثابه موج سوم چیزی فراتر از تکنولوژی و اقتصاد است. از نظر آنها جامعه اطلاعاتی فقط دیجیتال و شبکهای بودن نیست بلکه مجموعهای است قطعا در حوزه اجتماعی، فرهنگی،سیاسی و نهادی به جابجائیهایی می انجامد . پرفسور ماسکو وینست مسئول دپارتمان دانشگاه کوین کا برای جامعه اطلاعاتی واژگانی چون سایبر کاپیتالیسم یا سایبر مونو پولی بکار میبرد.
هربرت شیلر به اَبر بزرگ راههای اطلاعاتی information super high way اشاره میکند و میگوید : پشت این بزرگ راههای الکترونیک منافع شرکتهای بزرگ پنهان است. ویا چهره های رادیکال مثل داگلاس کرنر معتقد است در فضای این جامعه باید جوانب کهن و نوین و کارکردهای تکنولوژیک مورد توجه قرار گیرد. مثل سایر منتقدان و نظریه پردازان جامعه اطلاعاتی ، جهانی سازی را ریشه تحولات مرتبط با جامعه اطلاعاتی میداند. سایر نظریه پردازان کارکردگرا،فمنیستها و طرفداران وبر هم همه بر این موضوع که جهانی سازی ریشهای ملموس تحولات کنونی است تاکید دارند.
درطی تعاریف متعددی که مطرح شد طبقه بندیهای خاصی از جامعه اطلاعاتی مطرح میشود. یک نوع طبقه بندی جامعه اطلاعاتی که از نظر پرفسور کاروایکس مطرح میشود به این صورت است:
1- جامعه اطلاعاتی بعنوان موضع مسلط صنعتی جدید(طبقه بندی توصیفی اقتصادی)
2- جامعه اطلاعاتی بعنوان یک ماده فرا صنعتی در یک نگاه به اقتصاد و جامعه از زاویه دید تغییر جامعه. پارادایم سیاسی هنجاری
3- جامعه اطلاعاتی بعنوان یک ایده آل و انگاره اجتماعی مبتنی بر تحلیل فرآیندها در خدمت درک و برنامهریزی استراتژیک(طبقه بندی آینده گرایانه)
4- جامعه اطلاعاتی بعنوان درک جهان معاصر و آینده نزدیک( سیستم s.w.o.t)
5- جامعه اطلاعاتی به مثابه سیاست (بحث قدرت برنامه ریزی اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است)
6- جامعه اطلاعاتی بعنوان کانون تمرکز سنتز اجتماعی(تحلیل عمیق واقعیتهای تغییر یابنده)
طبقه بندی جیمز بینگر: دیدگاه سه مرحلهای را برای جامعه اطلاعاتی مطرح میکند. جامعه اطلاعاتی علیرغم طی کردن سه مرحله اول هنوز جامعهای درحال شدن است. سه مرحله مورد نظر خود را چنین مطرح مینماید
اطلاعات بعنوان فرهنگ. جنگ سرد. جامعه صنعتی و کاپیتالیسم حاکم بوده است.
1- مرحله اول: ازتاریخ 1960 تا 1970 شروع میشود. به این دهه جامعه غنی شده از نظر اطلاعات گفته میشود. مشخصات این دهه: اشتغال اطلاعاتی.تکنولوژی اطلاع رسان. تولید اطلاعات
2- مرحله دوم: از تاریخ 1980 تا 1990 شروع میشود. به این دهه جامعه اطلاعات پایه گفته میشود. مشخصات این دهه : جهانی سازی. تخصصی شدن. قابلیت اتصال.
3- مرحله سوم: از تاریخ 1990 تا 2000 شروع میشود. به این مرحله دهه جامعه تحت سلطه اطلاعات میگویند. مشخصات این دهه: اطلاعات بعنوان فرهنگ. همگرایی رسانهها. اطلاعات بعنوان تولید.
کنفرانسهای منطقهای برای جامعه اطلاعاتی
شش کنفرانس منطقهای پیش از برگزاری اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی بعنوان تدارکات لازم برای برگزاری اجلاس جهانی برگزار شد.
- کنفرانس منطقهای آفریقا در باماکو مالی سال 2002 در ماه مه برگزار شد. اعلامیه کنفرانس آفریقا در مقدمه خویش اشاره دارد که تمام شهروندان باید با استفاده از تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی بعنوان یکی از خدمات عمومی آشنا شوند . شهروندان باید از حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات در سطح جهانی بعنوان حقوق انکارناپذیر برخوردار باشند تا آزادانه به اطلاعات عمومی تمام رسانهها و نظامهای چند رسانهای جدید دسترسی داشته باشند.
روزنامهنگاری بینالملل 11/09/1388
کنفرانس دوم : پان اروپایی بخارس – رومانی. نوامبر 2002
اعلامیه کنفرانس منطقه ای پان اروپایی بخارس تحت عنوان پیشروی به سوی جامعه اطلاعات اصول استراتژیها و اولویتهای فعالیت بر تلفیق تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات با رسانه ای سنتی تاکید میکند و جامعه اطلاعاتی در چارچوب آزادی بیان و آزادی عقیده میبیند و معتقد است: جامعه اطلاعاتی جایی است که تمام افراد بدون توجه و فارغ از نژاد و ملیت از حق خود در مورد آزادی بیان و عقیده استفاده کنند که این حق شامل آزادی حفظ عقاید بدون دخالت دیگران،جستجو،دریافت و استفاده از اطلاعات و ایده ها از طریق رسانه ها بدون توجه به سرحدات مرزی میباشد( این نوعی نگاه جهانی میباشد).
جامعه اطلاعاتی برای ارتقای توسعه،دمکراسی ،شفافیت سازی،مسئولیت پاسخگویی و حکومت مطلوب پتانسیل فراوانی دارد.
کنفرانس بعدی که در این زمینه برگزار شد کنفرانس منطقه ای آسیا و اقیانوس آرام که در توکیو ژاپن در ژانویه 2003 برگزار شد.
اعلامیه کنفرانس منطقه ای آسیا و اقیانوس آرام که در نشست توکیو صادر شد هدف اصلی جامعه اطلاعاتی را تسهیل استفاده کامل از تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی در تمامی سطوح جامعه و دسترسی همگانی به شبکه های اطلاعاتی با حفظ تنوع و میراث فرهنگی اعلام کرد دراین اعلامیه مفهوم جامعه اطلاعاتی چنین تعریف شده است:
جامعه اطلاعاتی شبکه های توسعه یافته مبتنی بر تکنولوژیهای ارتباطی و اطلاعاتی ،دسترسی موثر،مناسب و برابر به اطلاعات و محتوای مناسب میتواند به شکوفایی استعدادهای مردم، افزایش توسعه اقتصادی،اجتماعی،ارتقای کیفیت زندگی،امحای گرسنگی، فقر و تسهیل فرآیند تصمیم گیری مشارکتی کمک کند.
کنفرانس چهارم: کنفرانس منطقه ایی آمریکای لاتین و کارائیب که در دومنیکین در 31 ژانویه 2003 در بابارو برگزار شد.
اعلامیه کنفرانس مزبور جامعه اطلاعاتی را سیستمی اقتصادی،اجتماعی تعریف میکند که در آن علوم و اطلاعات منابع اصلی توسعه و پیشرفت به شمار میآید. دراین اعلامیه آمده است که جامعه اطلاعاتی فرصتهای ویژهای را در اختیار کشورها و جوامع قرار میدهد و توسعه آن مستلزم درک ارزشهای اصولی همانند احترام به حقوق بشر و احترام گسترده تر به قوانین بنیادین دمکراسی، حفظ محیط زیست،گسترش صلح،روشهای توسعه،آزادیهای بنیادی،توسعه اقتصادی و برابری اجتماعی است. در بخش دیگری از این اعلامیه آمده است که حمایت از حقوق بشر در جامعه اطلاعاتی به معنای اینست که هرکس دارای حق آزادی بیان و عقیده است.
کنفرانس پنجم:کنفرانس تدارکاتی آسیای غربی در بیروت. فوریه 2003 و کنفرانس منطقه ای پان عربی در قاهره ژوئن 2003.
اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی
اگرچه در ژنو برای رسانه ها حرفهای خیلی زیادی زده نشد اما مباحثی را در این زمینه به شکل قولهای ضد و نقیض مطرح کردند. بحث حاکمیت اینترنت در طرح اقدام که در اولین مرحله اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی به تصویب رسید و نسخه نهایی آن در دسامبر 2003 انتشار یافت مطرح گردید.
از دبیرکل سازمان ملل متحد میخواهیم تا از طریق یک فرآیند باز و فراگیر که تضمین کننده سازوکاری برای مشارکت کامل و فعال دولتها،بخش خصوصی و جامعه مدنی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه باشد و سازمانها و انجمنهای بین دولتی و بین المللی را دربرگیرد. یک کارگروه کاری در کورد حاکمیت اینترنت تشکیل دهد تا به بررسی و ارائه پیشنهادهای محلی به گونه های مقتضی در مورد حاکمیت اینترنت تا سال 2005 اقدام کند.این گروه باید موارد زیر را نیز به انجام برساند:
1- ارائه یک تعریف کاری از حاکمیت اینترنت
2- تعیین مسایل سیاستگذاری عمومی مربوط به حاکمیت اینترنت
3- درک مشترک به ایجاد درک مشترک از نقشها و مسئولیتهای مربوط به دولتها،سازمانهای بین دولتی و بین المللی و دیگر انجمنها و همچنین بخش خصوصی و جامعه مدنی در کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته.(گزارش از نتایج این فعالیت تهیه کرده و در اجلاس تونس ارائه داده شد در 2005)
پیش نویس بیاننامه اصولی در روز پایانی اجلاس سران تصویب شد. این بیاننامه تحت عنوان " اصول ایجاد جامعه اطلاعاتی" در بند الف خود تحت عنوان " دیدگاه مشترک ما پیرامون جامعه اطلاعاتی" این تعریف از جامعه اطلاعاتی را در دستور کار جهانی قرار داد.
ما نمایندگان مردم جهان میل و تعهد مشترک خود را به ایجاد جامعه اطلاعاتی مردم محور همه جانبه و توسعه مدار اعلام میدارم.جامعه ای که همگان در آن بتوانند اطلاعات و دانش را خلق کنند به آن دسترسی داشته باشند آنرا به کارگیرند و به اشتراک بگذارند تا همه افراد قادر شوند برپایه اهداف و اصول منشور ملل متحد و احرام کامل و پاسداشت بیانه جهانی حقوق بشر در ارتقای توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی خویش بطور کامل استعدادهای خود را محقق سازند.
روزنامهنگاری بینالملل 18/09/1388
عناصر و اصول جامعه اطلاعاتی
بررسی تاریخی که از جامعه اطلاعاتی میشود سند بین المللی ارتباطات دور برد ITU عناصر و اصول جامعه اطلاعاتی با محورهای زیر طبقه بندی میشود :
· دیدگاه vision : مشتمل بر ارائه خدمات و دسترسی به اطلاعات،برابری فرصتها،تنوع محتوا،آزادی بیان و داشتن آزادی در دسترسی به اطلاعات.
· کاربردهای جامعه اطلاعاتیapplication: مشتمل بر دولت الکترونیک،آموزش الکترونیک،تجارت الکترونیک، E.commerce-E.learning-Egoverment
· ساختن جامعه آینده : برضرورت ایجاد بینش مشترک و درک مشترک پیرامون ضرورت نیل به جامعه اطلاعاتی بحث میشود.
سازه های جامعه اطلاعاتی:
1- اطلاعات :informationعنصر ساختاری و حاوی نظامهای سیاسی،اقتصادی و اجتماعی خواهد بود.
2- شبکه اطلاع رسانی information network:
ساختاری که مناطق مختلف دارای اطلاعات توسط ابزارهای دوربرد ارتباطی به یکدیگر مرتبط میسازد و باعث پردازش،جابجایی،ذخیره میشود.
3- نظام اطلاعاتی information system: مجموعه ای سازمان یافته از مجموعه های دیگر است و قابلیتهای اجتماعی و این قابلیت از نظر بازدهی اجتماعی کاملا قابل اندازه گیری است.
4- فن آوری اطلاعات information technology: این نوع تکنولوژیها آموزه هایی از سخت افزارهای رسانه ایی و شبکه ایی هستند. اصلی ترین آنها شامل: حاملهای تولید.گردآوری.مخابره.نمایش و انباشت اطلاعات هستند.
5- تکنولوژیهای عصر اطلاعات information eage: این مفهوم رایج دیگری است که به طیف وسیعی از تکنولوژیهای مستقلی اطلاق میشود که وقتی در ارتباط با یکدیگرند یک شبکه اطلاعاتی ایجاد میکنند.
6- زیر ساختهای اطلاعاتی information infra strictures: اینترنت بعنوان بزرگترین دستاورد ارتباطی بشر که قرار است فرصتهایی برابر بیافریند و جامعه جهانی را به جامعهای مبتنی بر علم برساند بعنوان ستون فقرات جامعه اطلاعاتی و زیرساخت اصلی آن شناخته میشود.
یونسکو در اثری تحت عنوانthe memory of information حافظه جامعه اطلاعاتی به مناسبت اجلاس سران 2003ژنو انتشار داد ، کاربردهای تثبیت شده اینترنت را در 5 عرصه که تمامی آنها با روزنامه نگاری سایبر در ارتباط است اینگونه طبقه بندی نموده است:
1- اینترنت بعنوان ابزار ارتباطات و دیالوگ a tool for communication and dialog : که اجازه تبادل پیام مستقیم و همزمان را به شرکت کنندگان مختلف میدهد و باعث تعامل تقریباَ همزمان میباشد.
2- یافتن اطلاعات as tool finding information: درغول آساترین منبع اطلاعاتی که با ارتباطات دوسویه و پویایی پایگاههای داده رسانی و به کمک موتورهای جستجو گر تحقق یافته است.
روزنامهنگاری بینالملل 18/09/1388
3- حامل نوین نشر الترونیک: new vehicle electronic publishing مکمل و گاهی هم جایگزین شیوه سنتی توزیع محتوا
4- ابزار تجاری توزیع و بین رسانهایtool cameral distribution intermediation که امکان تعامل میان محصول و خدمت و خریداران و مصرف کنندگان را بصورت بالقوه فراهم میکند.
5- همگرایی بین رسانهایی ایجاد میکند as tool bringing about convergence و ابزار همگرایی و تلفیق متون،تصاویر ثابت و متحرک،صوت و سایر تولیدات دیداری و شنیداری.
انواع روزنامهنگاری سایبر:
1- روزنامه نگاری شبکه ایی network journalism این نوع چهارم روزنامه نگاری است online journalism
ویژگیهای روزنامه نگاری آنلاین : در مرحله اول کارش در موقعیت چند رسانه گی قرار میگیرد و در این زمینه تصمیم میگیرد کدام فرمت و رسانه مناسب کار اوست. نکته اصلی در روزنامه نگاری سایبر چگونگی امکان پاسخگویی به مخاطب است(تعامل interactivity ) ویژگی کاملا متفاوت با روزنامه نگاری سنتی دارد. استفاده از سایر مطالب یا آرشیو منابع دیگر ، متنهایی که قابلیت باز شدن داشته باشند.
- سایتهای جریان اصلی خبرmain stream news sites
- سایتهای نمایهای و مقوله اییindex and category sites
- سایتهای تفسیری یا میتا meta and comment sites
- سایتهای مشارکتی یا مباحثه share and discussion sites
انواع روزنامه نگاری سایبر از لحاظ محتوا سه نوع را آقای شکرخواه در کتاب خود معرفی کرده است:
1- روزنامه نگاری مبتنی بر حاشیه نگاری annotative reporting
2-روزنامه نگاری کبتنی بر منبع باز open source journalism
3- روزنامه نگاری فراسازگارانه hyper adaptive
1- روزنامه نگاری مبتنی بر حاشیه نگاری annotative reporting
این اصطلاح که بر روزنامه نگاری با مشارکت مخاطبان متمرکز است برای اولین بار در فوریه 1995 توسط پرفسور نورا پاول مطرح شد این نوع روزنامه نگاری مبتنی بر روزنامه نگاری hyper link است مخاطب منفعل نیست و کاملا فعال است و به نیروهای متفاوت و اتاقهای خبری و ابزارهای تعاملی نیاز دارد در این نوع روزنامه نگاری امکان افزودن نظرات مخاطب به متن روزنامه نگار وجود دارد(استفاده از آرشیو یا اطلاعات سایر رسانه ها)
2-روزنامه نگاری کبتنی بر منبع باز open source journalism
متمرکز بر مشارکت مخاطب است برای اولین بار در اکتبر سال 1999 یک نشریه آمریکایی به نام james intelligence review آنرا رایج کرد. این نشریه تصمیم میگیرد هیچ مقاله ای را تا وقتی که مخاطبان اعمال نظر نکرده اند را منتشر نکند. این آغازی برای روزنامه نگاری مبتنی بر منبع نامحدود است. مخاطب میتواند قبل از انتشار مطلب به بررسی و تصحیح آن بپردازد و نظرات خود را اعمال نماید هنوز این نوع روزنامه نگاری آماتوری است و بیشتر توسط جوامع تخصصی مثل بعضی از N.G.O ها تخصصی،جوامع پژوهشگران بکاربرده میشود.
3- روزنامه نگاری فراسازگارانه hyper adaptive
محصول همگرایی رسانه ایی یا رسانه های تعاملی است. در این نوع روزنامه نگاری متون،تصاویر ثابت و متحرک،صدا و تولیدات دیداری و شنیداری در مسیر ایجاد جنبههای جدیدی از بیان و تجسم بخشیدن به افکار وایده ها و خلاقیتها بکاربرده میشود.
روزنامه نگاری فراسازگارانه از گونه های روزنامه نگاریسایبر مبتنی بر استفاده از فرمتها در تولیدات و ترکیب محتواست و همانطور که در سند حافظه جامعه اطلاعاتی گفته شد بر مقوله همگرایی رسانه ایی تاکید دارد.


