در آستانه 27 شهریور روز درگذشت استاد شهریار
مردم، دریغ مرده پرستند شهریار
طاهر خيري
یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند آخر چه شد که حلقه بر این در نمی زنند
اين مطلع شعر آغازي شد بر پايان اشعارش.تو گويي كه مي دانست بايد بار سفر بر بست.بايد كه رفت، و رفت.او اينك سالهاست كه در بين ما نيست.سالهاست كه ديگر به نبودن شهريار عادت كرده ايم. ليك يادش در جان دلها ريشه دوانده است.
در زمانه اي كه قحطي عاطفه بيداد مي كند و زندگي هاي بي روح و خنده هاي مصنوعي ما را به مسلخ كشيده اند بايد كه حيدربابا را بگشاييم تا دمي بياساييم.هم نفس با شهريار زمزمه كنيم كه
حيدر بابا، سنون اوزون آغ اولسون
دورت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون
بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون
دونيا قضو-قدر، اولوم ايتيمدي
دونيا بويي اوغولسوزدي يتيمدي
آري سخن شهريار با ماست.مايي كه تا زنده ايم قدر نشناسيم. دلبسته اين دنياي فاني شده ايم.غافل از اينكه اين قافله عمر عجب مي گذرد.زندگي ماشيني روح و احساس انساني را از ما گرفته است .خودخواه شده ايم و بر مدار فراموشي مي چرخيم.و دريغ كه مرده پرستيم.
بياييد و بياييم شهريار را آنگونه كه بود بشناسيم و بشناسانيم به نسل امروز و به نسل فردا. بياييد.عاشق باشيم آنگونه كه شهريار بود.ساده باشيم آنگونه كه شهريار بود.بياييد سهنديه اش را در خلوت خود زمزمه كنيم كه مي گويد:
شاه داغيم،چال پاپاغيم،ائل داياغيم،شانلي سهنديم
باشي طوفانلي سهنديم
باشدا حيدر بابا تك قارلا-قيروولا قاريشيب سان
سون ايپك تئلي بولود لارلا افقده ساريشيب سان
ساواشار كن باريشيب سان
...
بياييد حيدر بابايش را آنگاه كه شب فرا مي رسد براي فرزندانمان بخوانيم تا لالايي خوابشان باشد.بياييد راوي قصه هاي شيرين روستاي خشكناب باشيم.بياييد همانند مردمان اين روستا باشيم آيين و سنت هايمان را پاس بداريم تا مبادا روزي رسد كه اين سنت ها مغلوب مدرنيته وارداتي باشند.
حيدر بابا، كندين گوني باتاندا
اوشاقلارون شامين ئييوب ،ياتاندا
آي بولوتدان چيخوب،قاش-گوز آتاندا
بيزدن ده بير سن اوئلارا قصه ده
قصه ميزده چوخلي غم و غصه ده
باري،به گواه تاريخ در چنين روزي قلب مهربان اما دل شكسته بزرگ مردي از تپش ايستاد و به سرايي ديگر شتافت.هوشنگ ابتهاج – سايه – در رثاي شهريار چنين مي سرايد كه
با من بيكس تنها شده ،يارا تو بمان همه رفتند از اين خانه خدا را تو بمان
به يقين شهريار ملك سخن استاد بلا منازع شعر تركي در دوران معاصر محسوب مي شود و.اشعاري لطيف و پر احساس در قالب مثنوي ، قصيده و غزل به زبان فارسي سروده است كه نشان از ذوق و سليقه استاد بوده و از مضامين بكر و معاني لطيف برخوردار است.
همين عزت و افتخار ما را بس كه اين گوهر گرانبها در سرزمين اطلسي ها پا به عرصه حيات گذاشت جاودانه زيست و ماندگار شد
يادش گرامي باد

این وبلاگ توسط دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات دانشگاه آزاد تاسیس شده است.