اطلاعیه

سلام دوستان عزيز و همكلاسيهاي سابق

به اطلاع مي رسانم

به ياري خداوند متعال روز پنج شنبه 16 دي ماه ساعت 9 صبح در اتاق دفاع دانشكده از پاياننامه خود دفاع خواهم كرد.حضور شما باعث دلگرمي و تجديد ديدار خواهد شد.از همگي شما مي خواهم كه مرا دعا كنيد تا با موفقيت اين مرحله را پشت سر بگذارم.البته مي دانم كه شما هم درگير و مشغول پايان نامه خود هستيد تا بتوانيد به خوبي از عهده اين كار بر آييد.براي همه شما عزيزان آرزوي سربلندي و موفقيت دارم.

ارادتمند: طاهر خيري

پی نوشت توسط سعید صادقی مقدم: خوشبختانه طاهر خیری عزیز به خوبی از پایان نامه خود که در خصوص آسیب شناسی مطبوعات محلی تبریز به راهنمایی دکتر گرانمایه پور٬ مشاوره دکتر رستمی و داوری دکشتر شاه محمدی بود دفاع کرد. به طاهر عزیز صمیمانه تبریک می گوییم.

اطلاعیه

 

بازگشت همه به سوی اوست

دوستان و هم كلاسي هاي ورودي 87

سلام

امروز جمعه 14 آبان طي تماس تلفني با دوست و همكلاسي عزيزمان، مهران اره چي اطلاع يافتم پدر گرامي ايشان دار فاني را وداع گفته است.

لازم مي دانم از طرف خود و همكلاسي هايم اين ضايعه دردناك را به مهران اره چي و خانواده داغدارش تسليت عرض نموده و از درگاه خداون متعال براي ايشان صبر و براي آن عزيز سفر كرده علو درجات آرزو نمايم.

گفتني است مراسم ختم روز سوم درگذشت آن مرحوم يك شنبه مورخ 16/8/89 ساعت 21-19 به نشاني بزرگراه شيخ فضل الله نوري-خيابان سازمان آب- تالار گل سرخ و يا خيابان ستارخان – خيابان سازمان آب – تالار گل سرخ منعقد خواهد شد.

.حضور دوستان و همكلاسيهاي عزيز در اين مراسم، موجب تسلي خاطر خانواده محترم آن مرحوم به خصوص دوست عزيزمان جناب آقاي مهران اره چي خواهد بود.

طاهر خیری

در آستانه 27 شهریور روز درگذشت استاد شهریار

 مردم، دریغ مرده پرستند شهریار  

طاهر خيري     

یاران چرا به خانه ما سر نمی زنند       آخر چه شد که حلقه بر این در نمی زنند

اين مطلع شعر آغازي شد بر پايان اشعارش.تو گويي كه مي دانست بايد بار سفر بر بست.بايد كه رفت، و رفت.او اينك سالهاست كه در بين ما نيست.سالهاست كه ديگر به نبودن شهريار عادت كرده ايم. ليك يادش در جان دلها ريشه دوانده است.

در زمانه اي كه قحطي عاطفه بيداد مي كند و زندگي هاي بي روح و خنده هاي مصنوعي ما را به مسلخ كشيده اند بايد كه حيدربابا را بگشاييم تا دمي بياساييم.هم نفس با شهريار زمزمه كنيم كه

حيدر بابا، سنون اوزون آغ اولسون

دورت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون

بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون

دونيا قضو-قدر، اولوم ايتيمدي

دونيا بويي اوغولسوزدي يتيمدي

آري سخن شهريار با ماست.مايي كه تا زنده ايم قدر نشناسيم. دلبسته اين دنياي فاني شده ايم.غافل از اينكه اين قافله عمر عجب مي گذرد.زندگي ماشيني روح و احساس انساني را از ما گرفته است .خودخواه شده ايم و بر مدار فراموشي مي چرخيم.و دريغ كه مرده پرستيم.

بياييد و بياييم شهريار را آنگونه كه بود بشناسيم و بشناسانيم به نسل امروز و به نسل فردا. بياييد.عاشق باشيم آنگونه كه شهريار بود.ساده باشيم آنگونه كه شهريار بود.بياييد سهنديه اش را در خلوت خود زمزمه كنيم كه مي گويد:

شاه داغيم،چال پاپاغيم،ائل داياغيم،شانلي سهنديم

باشي طوفانلي سهنديم

باشدا حيدر بابا تك قارلا-قيروولا قاريشيب سان

سون ايپك تئلي بولود لارلا افقده ساريشيب سان

ساواشار كن باريشيب سان

...

بياييد حيدر بابايش را  آنگاه كه شب فرا مي رسد براي فرزندانمان بخوانيم تا لالايي خوابشان باشد.بياييد راوي قصه هاي شيرين روستاي خشكناب باشيم.بياييد همانند مردمان اين روستا  باشيم آيين و سنت هايمان را پاس بداريم تا مبادا روزي رسد كه اين سنت ها مغلوب مدرنيته وارداتي باشند.

حيدر بابا، كندين گوني باتاندا

اوشاقلارون شامين ئييوب ،ياتاندا

آي بولوتدان چيخوب،قاش-گوز آتاندا

بيزدن ده بير سن اوئلارا قصه ده

قصه ميزده چوخلي غم و غصه ده

باري،به گواه تاريخ در چنين روزي قلب مهربان اما دل شكسته بزرگ مردي از تپش ايستاد و به سرايي ديگر شتافت.هوشنگ ابتهاج – سايه – در رثاي شهريار چنين مي سرايد كه

با من بيكس  تنها شده ،يارا تو بمان                   همه رفتند از اين خانه خدا را تو بمان

به يقين شهريار ملك سخن استاد بلا منازع شعر تركي در دوران معاصر محسوب مي شود و.اشعاري لطيف و پر احساس در قالب مثنوي ، قصيده  و غزل به زبان فارسي سروده است كه نشان از ذوق و سليقه استاد بوده و از مضامين بكر و معاني لطيف برخوردار است.

 همين عزت و افتخار ما را بس كه اين گوهر گرانبها در سرزمين اطلسي ها پا به عرصه حيات گذاشت جاودانه زيست و ماندگار شد

يادش گرامي باد

روز مادر مبارک

روز مادر-پوستر های زیباp30islamic.mihanblog.com

فرا رسیدن روز مادر را به تمامی مادران٬ همچنین دوستان و همکلاسی های عزیزم تبریک می گویم.

طاهر خیری

آن روزها...

کجایید آن روزها

روزهای بی تکرار در تقویم زندگی ام

کجایید مرا به کودکی ام برگردانید

آن روزها تنهایم گذاشته اید

کجایید که در قاب خاطره ها جا گرفته اید

آن روزها یادش به خیر

روزهای دوردست

روزهای خاکستری

روزهای ساده

آن روزها کجایید

دلتنگی رهایم نمی کند

دست هایم خالیست

پاهایم سنگین است

در کوچه پس کوچه های گذشته  ام

دلم برای روزهای آرزو تنگ است

به بازی هفت سنگ

به نداشته هایم

به جیب های پر از خالی ام

آه

سهم من از آن روزها

شاید آنی ست که هستم

آن روزها برگردید

تا دوباره حضورتان را حس کنم

تا دوباره برایم سرنوشت بسازید

آن روزها

در حسرتم

چگونه تیک تاک ساعت عمر نفهمیدم

آنگاه که گذر ایام را فریاد می زدند

آن روزها

آن روزها

آن روزها ...

طاهر خیری