چكيده

موضوع تحقيق كه عبارتست از اسلام و فلسفه جهاني شدن با تاريخچهاي از جهاني شدن آغاز ميگردد و اين نكته را متذكر ميشود كه جهاني شدن ريشه در تاريخ بشر دارد، از ابتداييترين آن كه عبارت بودند از افراد بيابانگرد و كوچ رو تا رو به زمان بعد، از جاده معروف ابريشم كه اروپا و آسيا را به هم مرتبط ساخت كه علاوه بر مبادله كالاها، مبادله انديشهها و افكار نيز به حساب ميامد تا تجار عرب در دوران تمدن اسلامي كه به عنوان مروجان دين اسلام نيز بودند؛ و بيان ميگردد كه تفاوت عخده جهاني شدن در عصر فعلي و عصر قديم سرعت كنوني آن است. سپس تحقيق با مروري بر تفاوتهاي ميان جهاني (WORLD ) و جهاني شدن (globalization ) ميپردازد و به اين نكته توجه مينمايد كه سرزمين، كشور، منطقه و قاره و جهان(WORLD ) همگي مفاهيمي هستند كه بار فضايي ويژهاي را حمل مينمايند و محدوده جغرافيايي معيني را مجسم ميسازند حال آنكه جهاني شدن ريشه در مناسبات معين ميان افراد و انسانها و جلوهاي از سيستمهاي ارزشي فرهنگي و اجتماعي است. بخش بعدي تحقيق كه مروري بر ادبيات تحقيق است به ذكر آراء و انديشه مروجان جهاني شدن ميپردازد. بعد از ادبيات تحقيق، فلسفه جهاني شدن از ديدگاه اسلامي را از نظرهاي مختلف فقهي و سازماني مورد بررسي قرار ميدهد، و فلسفه جهاني شدن از ديدگاه اسلامي را به مفهوم تكوين، هدايت، و همگرايي چرخه بي انتهاي استدلال منطقي بر اساس اصل توحيد و وحدت افكار و انديشهها ميداند.

بعد از اين قسمت، تحقيق به جمعبندي منتقدين و مدافعان جهاني شدن ميپردازد و در قسمت پاياني و نهايي تحقيق به نتيجهگيري و ارائه پيشنهادات ميپردازد، و اين نكته را ياداروي مينمايد كه جهاني شدن اسلام بر اساس مفهوم كلمه امت ميباشد كه در آن برتري قومي، نژادي، مليتي، فرهنگي جايي ندارد، و در بخش پيشنهادات نتيجهگيري و پيشنهاد شده است كه كشورهاي اسلامي بايستي پرچم دار علم و دانش گردند تا بتوانند فاصلههاي عظيمي كه با كشورهاي غربي و مروجان انديشه جهاني شدن در عصر حاضر دارند را پر نمايند.

مقدمه :

براي هر عصر واژگان خاصي نشان دهنده ماهيت فعاليتهاي آن مقطع تاريخي است.

امپرياليسم واژه مشهور و معروف اول قرن بيستم و توسعه نيز شكل دهنده عرصههاي گوناگون سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در اوايل نميه دوم قرن بيستم بوده و در عصر حاضر واژه جهاني شدن يا جهاني سازي نشان دهنده ماهيت عرصههاي گوناگون انساني است، پديده جهاني شدن رويدادي ناگهاني و جديدي نيست بلكه از گذشته وجود داشته و اكنون سرعت آن بيشتر شده است.

از هر منظري كه به پديده جهاني شدن بنگريم اسباب و ابعاد گوناگوني را در پس آن نهان مييابيم كه بدان استعداد و قابليت تسري و تجلي چهرهها و صور مختلف را ميدهد به بياني ديگر جهاني شدن از يك سو بر فرآيندهاي ديالكتيكي پيچيده و مقطعي دلالت دارد كه توسط يك رشته از سببهاي متمايل و در عين حال متقاطع به پيش ميروند و از جانب ديگر در برگيرنده طيف وسيعي از دگرگونيها همه جانبه است كه از مرزهاي سياست، اقتصاد، تكنولوژي و فرهنگ و علوم و حتي سبك زندگي و خلقيات انسانها را نيز تحت تأثير قرار داده است. به قول مالكوم واترز « جهاني شدن فرآيند اجتماعي است كه در آن قيد و بندهاي جغرافيايي كه بر روابط اجتماعي و فرهنگي سايه افكنده از بين ميرود و مردم به طور فزآيندهاي از كاهش اين قيد و بندها آگاه ميشوند.

موضوع جهاني شدن هر چه كه باشد يك واقعيت زندگي امروزي است و به قول علامه اقبال لاهوري انديشمند و شاعر بزرگ اسلامي : «همانطوريكه تكنولوژي و علم، جادههاي ما را عريض ميكند افكار ما بايستي رشد و گسترش يابد.»

تاريخچه موضوع جهاني :

جهاني شدن در واقع داراي سابقهاي به اندازه قرنها ميباشد، اما با اين عنوان و مفهوم در طي سالهاي اخير در رسانهها مطرح شده است. به طور ساده انگارانهاي ميتوان جهاني شدن را به عنوان پديدهاي دانست كه فقط مدت كوتاهي از آن ميگذرد اما در حقيقت جهاني شدن ما را به صدها سال پيش و به جاده ابريشم ميكشاند. جاده ابريشم كه مسافران و تجار از اروپا تا آسيا و برعكس در آن در رفت و آمد بودند و در حقيقت علاوه بر مبادله كالاها و تجارت، افكار و انديشهها نيز رد و بدل ميگرديد كه نمونه معروف آن سفر ماركوپولو در قرن 13 بود. حتي نزديكتر از آن ميتوان به مسافرت مسافران و تجارت عرب به اندونزي به عنوان نمودي در جهاني سازي در آن دوران اشاره كرد و باز هم ميتوان قلمرو فرمانروايي كوروش كبير فرمانرواي كشور بزرگ ايران اشاره كرد كه بر قسمت بزرگي از جهان آنروز حاكميت داشت و در سراسر آن پيكهاي سريع السير آن امپراطوري بزرگ را از آخرين خبرها و گزارش ها با خبر ميكردند، و در حركت به جلو سفر كريستف كلمب در سال 1492 كه در نهايت منجر به ارتباط اروپا با هند گرديد نيز دنباله همين روند است.

اما جهاني شدن در عصر كنوني به مفهومي كه اكنون رايج گرديده است ريشه در تحولات فكري و مادي غرب دارد. پديدهاي كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغييرات و تحولات بسياري در زمينههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در روابط بين المللي شده و كشورهاي جهان را با چالش بزرگي روبرو كرده است.

تأسيس سازمان ملل متحد، انتشار نظريه دهكده جهاني مارشال مك لوهان، انتشار نظريه موج سوم الوين تافلر، پايان جنگ سرد، اتحاد پولي يازده كشور اروپايي، گسترش روز افزون سازمانها و اتحاديههاي اقتصادي نظر آسه؛ آن، نفتا و اكو، ادغام بازارهاي مالي، ادغام بانكهاي بزرگ جهاني، تأسيس گات و در پي آن سازمان تجارت جهاني در سال 1995 همگي از پيش زمينههاي بروز پديده جهاني شده است كه هر چه زمان پيشتر ميرود شدت و قدرت آن بيشتر ميشود. به علاوه رشد و پيشرفت شگفتانگيز فناوري در زمينههايي مانند حمل و نقل و رايانه و انقلاب انفورماتيك در دهه 1980 بسيار تأثيرگذار بوده است.

2- مفاهيم جهاني و جهاني شدن

در دوران كنوني يكي پنداشتن مفاهيم جهاني (WORLD )و جهاني شدن (globalization ) بهابهامات فراوان در روند شناخت از روندهاي كنوني جهان و اهميت ساختارهاي گلوبال (global ) دامن زده است. برخي از منتقدين، گسترش تجارت جهاني و همكاريهاي بين المللي را به شكلگيري روندهاي گلوبال يگانه پنداشته و از اين طريق نقش اساس ساختارهاي گلوبال را در تغيير زندگي فردي و اجتماعي ناديده گرفته شده است.

مهاتير نخست وزير مالزي روندها و سياستهاي گلوبال با سياست صندوق بين الملل پول را در همه جا يكي دانسته و از اينرو مخالف با جامعه گلوبال است.

سرزمين، كشور، منطقه، قاره و جهان(WORLD ) همگي مفاهيمي هستند كه بار فضاي ويژهاي را حمل كرده و محدوده جغرافيايي معيني را مجسم ميسازند، حال آنكه قوميت ، ملت و انسان گلوبال ريشه در مناسبات معيني ميان انسانها و جلوهاي از سيستمهاي ارزشي فرهنگي و اجتماعي بوده و در قالبهاي معيني حيات مييابند.

مناسبات بين المللي بر بستر ميان دولتها و نهادهاي ملي مفهوم مييابد در حاليكه سيستمهاي ارزشي و نهادهاي گلوبال در ساختار فراملي و بر اساس گسترش همكاري كمونهاي گلوبال خارج از محدوديتها و حوزههاي دولت ملي جلوهگر ميشوند بدين ترتيب در حاليكه انسان جهاني تنها با حذف هويتهاي انساني، در تنها و در انتزاع شكل ميگيرد انسان گلوبال به عنوان عضوي از جامعه مشخصي زميني پا به عرصه وجود مي نهد.

استفاده از واژه جهان شمول در توضيح پديدههاي اجتماعي و حقوقي گلوبال نيز با مشكلات فراوان روبرو خواهد گرديد. زيرا پديدههاي جهان شمول تنها زمانيكه بر پايه قوانين و علوم طبيعي قرار گرفته معني مييابند زيرا تنها در آن چارچوب حذف خصوصيات و واژههاي مكاني و جغرافيايي تا حدودي ميتواند منطقي جلوهگر شود، حال آنكه موضوع سيستمهاي پيچيده ارزشي حاكم بر ساختارهاي گلوبال از طريق گفتمان عمومي ميان شركتكنندگان در ساختارهاي گلوبال به دست خواهد بود.

در عرصه اقتصادي نيز ميان اقتصاد جهاني و اقتصاد گلوبال تفاوتهاي اساسي در حال شكلگيري است. اقتصاد جهاني به صورت شبكهاي از اقتصادهاي ملي كه از طريق مراوده و تجارت سيستمهاي جهاني درمناسبات وابستگي با يكديگر فراگرفتهاند. به عبارت ديگر نكته اساسي در روند فهم توسعه و روندهاي اقتصاد جهاني در دوران كنوني شناخت از سيستم گرايش و سيستم بهم وابستگي اقتصادهاي ملي است. سقوط سوسياليسم در دهه 90 آخرين سدهاي مقابل روندهاي بهم وابستگي را از ميان برده و امكان رشد و گسترش سرسام آور اقتصاد جهاني را فراهم ميآورد. حال آنكه اقتصاد گلوبال ساختارهاي اقتصادي معيني است كه فراي ساختارهاي ملي شكل گرفته و امكان يكپارچگي ساختارهاي اقتصادي را خارج از محدوديتهاي مكاني و مرزها پديد آورده است. سيستم توزيع اينترنت نمونه خوبي از اينگونه سيستم هاي اقتصادي را نشان ميدهد. پروسه تداخل سيستم هاي ارزي اروپا شكلگيري ايرو نيز نمونه ديگري در اين مورد به دست ميدهد.

3- مروري بر ادبيات تحقيق

آلن دورشويتس در كتاب عدالت و مذهب به بررسي رابطه تنگاتنگ مذهب و قوانين پرداخته و با طرح اين سؤال كه چرا تورات با داستان خلقت آغاز ميكند؛ مينويسد، قوانين زماني قابل فهم ميگردند كه بر تجربيات تكيه كند. در نگاه او قوانين مذهبي و ديني تنها زماني نهادينه ميگردند كه در فرهنگ و اخلاق فضاي لازم را براي خويش باز كرده باشند.

ارجون اپارو داي نيز مانند دورشوستين بر اين باور است كه برداشت انسان از خود و هويتش قبل ازهر چيز در حوزه اخلاق و فرهنگ توسعه مييابد. او دركتاب خود به بررسي تحولات فرهنگي و نگرش در شكل گيري هويتهاي انساني پرداخته و بر اين باور است كه چنين روندي زمينههاي لازم را براي پيدايش آنچه كه او آنرا جهان ايدهآلي يا جهان خيالي مينامد پديد آورده و چنين جهاني بنياد عملكرد و مرز آرزوهاي انسان را جلوهگر ميسازد. به ديده او چنين جهاني خود دائماً مؤثر از تغييرات اساسي در حوزههاي گوناگون زندگي است، وي چنين حوزهاي را به 5 قسمت تقسيم ميكند :

1- حوزه چشم انداز قومي ( مهاجرت و مسافرت منظر نوين به درك گلوبال از قوميت انجاميده است. )

2- حوزه چشم انداز رسانه هاي گروهي

3- حوزه چشم انداز تكنولوژي ( تأكيد بر پيدايش امكانات انتقال تكنولوژي دارد.)

4- حوزه چشم انداز مالي

5- حوزه چشم انداز نظري و بر اين باور است كه تحولات جهاني در دو دهه گذشته با ايجاد تغييرات اساسي در چشم اندازهاي فوق منظر گلوبال را به يكي از منظرههاي اساسي دوران كنوني تبديل كرده است.

امانوئل ريختر جهاني شدن را شكل گيري شبكهاي ميداند كه طي آن اجتماعاتي كه پيش از اين در كره خاكي دورافتاده و منزوي بودند در وابستگي متقابل و يگانگي جهان ادغام ميشود. بنابر نظر او جهاني شدن محيطي براي كشورهاي جهان به وجود ميآورد كه در آن پيوندهاي بين المللي به اوج ميرسد و دراين محيط قوانين جهان شمول است و جامعه جهاني مجبور به پيروي از اين قوانين خواهد بود.

مانوئل كاستل با اشاره به عصر اطلاعات، جهان گرايي را ظهور نوعي جامعه شبكهاي ميداند كه در ادامه حركت سرمايهداري، پهنه اقتصاد، جامعه و فرهنگ را در بر ميگيرد. ديويد هلد در كتاب دموكراسي و نظم جهاني با وجود داشتن نگاه آسيب شناسانه به جهاني شدن اين پديده را حركت به سوي نوعي دموكراسي جهان شهري ارزيابي ميكند كه كثرت فرهنگي و اقتصادي را نيز در بر خواهد داشت.

مواردي كه ذكر گرديد نوعي نگرش به جهاني شدن و دفاع از آن بوده ولي در مقابل آن بسياري از انديشمندان به مخالفت و رويارويي با اين پديده پرداختهاند.

پل سوئيزي اقتصاددان مشهور معاصر در مقالهاي با عنوان كاهش يا افزايش جهاني شدن اين پديده را تداوم حركت سرمايهداري ميداند كه از زماني پيشتر آغاز شده است.

بخش ديگر از مخالفتها با پديده جهاني شدن متأثر از نگرش فراصنعتي پست مدرن است كه در آثار دانشمنداني مانند ژاك، دريدا، ژان بودريا، كنت جويت و زيگموند باومن آورده شده است. زيگموند باومن درباره جهاني شدن مينويسد : جهاني شدن، نامعلومي، سركشي و خصلت خودرأيي جهان است يعني نبود يك مركزيت، يك كانون نظارت، يك هيأت مديريت است، وي جهانگرايي را نوعي بي نظمي جهاني دانسته و چنين آورده است :

بهتر است به جاي جهاني شدن از واژه جهاني محلي شدن فرآيندي گفت و گو كنيم كه در آن توافق و در هم بافتگي تار و پود و از هم گسيختگي و همبستگي و پراكندگي امور عرضي و حتي رفع شدني است.

محمد عابد الجابري به تفكيك دو اصطلاح جهانگرايي و جهاني شدن پرداخته است. به نظر او جهاني شدن يعني به استقبال جهان رفتن، آشناشدن با فرهنگ هاي ديگر و احترام گذاشتن به نظريه ديگران است. در صورتي كه جهانگرايي نفي ديگران، نفوذ در فرهنگهاي ديگر و برخورد ايدئولوژيهاست.

ژاك دلور، رئيس كميسيون اروپا در سالهاي 1985-1994 در واكنش به نظريه برخورد تمدنهاي هانتينگتون گفته بود : در گيري هاي آينده به وسيله عوامل فرهنگي شعله ور خواهد شد نه عوامل اقتصادي يا ايدئولوژيك.

4- جهاني شدن از ديدگاه اسلامي

4-1 مقدمه

خصوصيات منحصر به فردي كه جهاني شدن عصر فعلي را بازمان از هم متمايز ميسازد همانا سرعت تغييرات زياد درعصر حاضر است. امام خصوصيت مشترك تعاملات ميان افراد و ملل درگير در اين فرايند است. ميگويند يكي از دلايلي كه انسان بيابانگرد پيش از ديگران پي به وجود وحدانيت خداوند برد، همانا گردش و تغيير مكاني اين افراد بود چون به هر مكاني كه ميرفتند خداوند را نيز در آنجا حس ميكردند پس نه خداوند را در وجود يك درخت، صخره، يا يك بت كه ساكن در يك منطقه خاص بود بلكه آنها خداوند را در تمام مكانها و درميان تمام مللي كه آنها برخورد ميكردند مييافتند.

تمدن اسلامي درواقع نقش اصلي را در آغاز فرايند جهانسازي داشته است، حضور تجار مسلمان در اقصي نقاط جهان، از اسپانيا گرفته تا آسياي دور و آفريقا علاوه بر مبادله كالاها و خدمات نقش اصلي را در اشاعه اسلام و تبادل افكار و انديشهها را نيز داشتند.

4-2-فلسفه جهاني شدن از ديدگاه اسلام

فلسفه جهاني شدن اسلام يك فرايند منحصر به فرد تعاملي و منسجم ميان همه عوامل سيستم انديشهها، افكار و نظم علمي – اجتماعي به وسيله اصل وحدت و يگانگي خداوند ( توحيد ) است.

مفهوم اين اصل منحصر به فرد ( شناخت شناسي ) يك درك ايستا از يگانگي خداوند نيست در عوض اين وحدت به عنوان فرايند پوياي كاهش همه سيستمها بر پايه يكپارچگي آنها بر مبناي قوانين اسلامي ( شريعت ) است.

فرايند جهاني شدن در اين محتواي فلسفي به مفهوم تكوين ، هدايت ، و همگرايي چرخه بي انتهاي استقلال منطقي ميان همه عوامل سيستمهاي متفاوت براي درك عميقتر واقعيت شريعت ميباشد و اين در حالي است كه اصل بديهي توحيد بعنوان يك اصل تغيير ناپذير در سيستمهاي پويا باقي ميماند.

به عنوان مثال اينچنين فهمي از جهانيسازي زماني كه براي موضوع بهبود منابع انساني به كار ميرود ميتواند به مفهوم توسعه شناخت شناسي تكميلي، هم كنشي كامل در نظم، مهارت و آموزش باشد اين حالت شناخت شناسي است كه از ماهيت پوياي توحيد مشتق ميشود و پس از آن از طريق وسايل مربوط به فرايند دانش براي تقويت شناخت توحيد كامل ميشود.

در زمينه بهبود منابع انساني هنجار شناخت توحيد با اصل مثبتگرايي متدها و اصول يادگيري ادغام ميگردد اين اصل هنجاري آيين فرد يا دانش اجباري مينامند. ارتباط دروني بين اين موارد به سمت چرخههاي تقويتي حركت مينمايد بنابر اين اين حذف تضاد، حالت تكميلي و تكاملي سيستمهاي دروني و مقابل به عنوان علت و معلول فرايند دوراني سيستمي از شناخت شناسي تكاملي ميباشد .

4-3جنبه سازماني فلسفه جهاني شدن در ديدگاه اسلام

در هر نوع سيستم ما داراي نص صريح اوليه كه به شريعت برميگردد ميباشيم به طوري كه با تفضيل اصول آن ميتوان براي هرنوع مشكل و مسئلهاي كه سيستم با آن روبرو ميگردد راه حل پيدا كرد. اين نص صريح ( مرجع متني اوليه ) را ميتوان به عنوان مرجع تفسير شورا كه به عنوان تشكيلات مذهبي شورا30 از آن ياد شود ارجاع داد پس مفهوم شورا ماورأي سياست است. اين مورد به طور گستردهاي سيستمهاي متعامل و داخل اوليه را دربرميگيرد

( قرآن كريم سوره شوري آيات 52-51 )

وظيفه اول شورا توسعه قوانين مربوط به زندگي براي مسائل ارائه شده ميباشد. اين مورد را احكام31 مي نامند.

در نتيجه احكام نشان دهنده برتري تشكيلات شورايي بر مبناي سطح دانش كسب شده در مورد درك، تفسير و ارائه قوانين ميباشد، شورا و احكام را نميتوان به زور تحميل كرد آنها را فقط ميتوان ايجاد كرد و از طريق قبول واقعيت و سعادت ( اصلاح و فلاح ) و به وسيله مجموعه كلي سيستم تقويت نمود.

اولين بخش سيستم با تشكيل شورا آغاز ميشود و قسمت ديگر نظم اجتماعي – علمي32( مثلاً بازار به عنوان زير مجموعه اكولوژي ) است. اين سيستم احكامي به عنوان ارجحبت تشكيلات شورايي دريافت مي نمايد كه داراي هدف تغيير فعاليتهاي اصولي و رفتار نظم اجتماعي – اقتصادي33 است. پس فعاليتهاي مصرف، توليد و توزيع با تأثير احكام داراي هدف تغيير هستند بنابراين نظم اجتماعي – علمي كالاي اجتماعي را ارائه ميدهد، در اين روش ترجيحات تشكيلات مذهبي ( شورا ) با وضع اجتماعي – علمي بررسي ميشود كه نتيجه آن پذيرش، اصلاح يا رد آن است.

4-4 كار به عنوان فرايند شورايي براي جهاني شدن

در اينجا سومين وظيفه فرايند شورايي براي جهاني شدن از طريق تجارت و سودمندي مؤسسات بازرگاني ( نهادگرايي ) است. مرجع نص صريح كه براي آزادي تجارت كالاها كه عدالت، حقيقت و سعادت را به وجود ميآورد را ميتوان از احكام قرآن بدست آورد.

و هو الذي سخر البحر لتا كلوا منه لحماً طريا و تسخر جوامنه حليه تلبونها و تري الفلك مواخر فيه و لتبتغو من فضله و لعلكم تشكرون34( سوره نحل آيه 14 )

و هم او خدايي است كه دريا را براي شما مسخر كرد و كشتيها را در آن برانيد تا تجارت و سفر از فضل خدا روزي طلبيد، باشد كه شكر خدا را به جا آوريد.

حوزه تفسير اين احكام به توسعه تنوع مفيدي اشاره دارد كه ذات اقدس الهي را نشان مي دهد.

و ما ذرالكم في الارض مختلفاً الوانه و ان في ذالك لايه لقوم يذكرون ( سوره نحل آيه 13 )

و در زمين آنچه را كه براي شما آفريد به انواع گوناگون درآورد، در اين كار هم آيه و نشانه الهي براي مردم هوشيار پديدار است.35

شورا در اين رابطه يك سازمان تجارت اسلامي جهاني است كه به اندازه نامشخص گروههاي بزرگ شورا كه به بالا وصل ميشود از پايين به بالا و مجدد به پايين به هم مرتبط ميشود. كوچكترين سطح اين سازمان شورا مردم عادي هستند كه برتريشان از نظر شورا با فرايند مشابهي آشكار ميشود و در رده بالاتر شورا نشان داده شده ميشود علاوه بر اين احكام سازمان تجارت اسلامي در برتري هم كنشي – تكميلي گروههاي شورا منعكس ميشود. اين حالت فرايند متقابل شورا را در اين تشكيلات اسلامي منعكس ميكند.

وضع علمي، اجتماعي تجارت خارجي با در نظر گرفتن تعادل، هدف، واقعيت و سعادت و به مفهوم وحدت اين اصول از طريق مدل امتي 36تكميل ميگردد. اين مدل در مقايسه با مدل غربي كه اساس تجارت بر مبناي تضاد و تخاصم است.

در اسلام بر مبناي اتحاد است. بنابراين سيستم تجارت كنترل شده آزاد با تعرفه مورد نياز توسعه داده ميشود. ابزارهاي ديگر عبارتند از: ابزارهاي مالي و مشاركت تأمين مالي تجارت خارجي كه به عنوان ابزارهاي ثانويه شناخته ميشوند. تجارتي كه از طريق نظم تكميلي، تنوع، يكپارچگي و پويايي شناسي در اثر مشخصههاي رابطههاي تكاملي تغيير تكنولوژي به خوبي به پيش ميرود در امت به حداكثر خود ميرسد. آنگاه تجارت باقيمانده در جهان غير اسلامي انجام ميشود اما هنوز هم از نظر شالوده فرعي داراي اصول شورايي مشابهي ميباشند.

حضرت علي (ع) در قسمتي از نحج البلاغه در قسمتي از خطبههاي خود به يكي از كارگزاران خود در خصوص تجار و كسبه ميفرمايد :

به سفارشات در خصوص تجارت و صنعت گران توجه كن و درباره آنها توصيه نماي، اينان يا در شهر اقامت دارند يا در شهرهاي دور براي كسب و كار ميروند و يا با نيروي بدني تلاش ميكنند همگي منبع توليد درآمدند و فراهم كننده سرمايهها از مناطق دور در خشكي و دريا، در بيابانهاي هموار و يا در كوهستانها و يا نقاطي كه مردم را به آنجا دسترسي نيست. از احتكار جلوگيري كن، خريد و فروش بايد سهل و آسان و بر موازين عدل باشد و نرخها را براي طرفين معامله بدور از بي انصافي تعيين ميگردد و اگر كسي خلاف اين موارد عمل كرد مجازاتي در حق استحقاق و نه بيشتر تعيين كند.

4-5پارادايمهاي 37اسلامي در فلسفه جهاني شدن

زيربناهاي اعتقادي اسلام بر طبق نظر اكثريت دانشمندان اسلامي شامل موارد ده گانه زير است : 1- توحيد38 يا يگانگي39 2- خلافت40 يا سرپرستي41 3- عبادت42 يا پرستش43 4- علم44 يا دانش45 5- حلال46 يا ستودني476- حرام48 يا نكوهيدني497- عدل50 يا عدالت اجتماعي51 8- ظلم52 يا خودكامگي53 9- استيصلاح54 يا منفعت عامه5510- ديه56 يا تبذير57

توحيد وحدت اسلامي را در خصوص افكار، اعمال وارزشها را براي انسانها، افراد، طبيعت و خداوند را برقرار ميسازد.

خلافت 58 تصريح مينمايد كه خداوند مالك زمين است و وظيفه انسانها به عنوان كارگزاران امين بودن به اين سرمايه و مواظبت از زمين و نه نابودي آن است.

هدف از نگرش جهاني اسلامي عدل و عدالت اجتماعي است كه بر مبناي نيازهاي وسيعتري از افراد يعني استيصلاح است.

به منظور رسيدن به اين اهداف عبادت، پرستش يا تعمق و تفكر از قدمهاي ضروري است. در تفكري عميقتر مشاهده دروني و بيروني از خود و از ديگران و از طبيعت منجر به علم يا دانش ميگردد.

موارد ديگر حلال و حرام ميباشند كه عبارتند از : انجام اعمال قابل تحسين و اجتناب از اعمال نكوهيدني است به علاوه در اين چارچوب ديه ( تبذير ) يك عمل بالقوه فردي و جمعي اجتناب از ظلم است.

خودكامگي كه عبارتست از قدرت عدهي محدودي بر روي اكثريت يا يك ايدئولوژي كوچك بر روي اكثريت اجتماع، اسلام امت را از آن نهي مينمايد.

مفهوم امت كه متحد كننده تمامي موارد گفته شده است يك اجتماع جهاني است كه جهاني سازي جايگزيني براي جهانيسازي فعلي تمدن غرب است. شكل گيري امت نه بر مبناي غالب و مغلوب بلكه بر مبناي اتحاد انديشهها و افكار است.

انور ابراهيم 59 يكي از رهبران زنداني مسلمان ميگويد : ما بايستي قادر باشيم كه فراتر از ويژگيهاي فرهنگي و عادتي محدود ايدههاي جهاني برويم.

جهاني شدن داراي ابعاد جهاني شدن اقتصاد، جهاني شدن تكنولوژي و همچنين شامل : جهاني شدن آگاهي از موقعيت انسان، جهاني شدن در پاسخ به بازار، جهاني شدن طرز حكومت و سرانجام جهاني شدن و در هم تنيدگي زمان است.

اما سؤال اين است كه جايگاه جهاني شدن از منظر اسلام در كدام يك از حالات فوق است؟ اسلام در دنيا جهاني شده يك تعريف منحصر به فرد براي خود دارد زيرا در منظر اسلام جهاني شدن بر مبناي وحدت افكار و انديشهها است كه اين ديدگاه يك شناخت شناسي جايگزين است

جمعبندي دلايل مخالفين و موافقين جهاني شدن

5-1 مقدمه :

« جهاني شدن » فراگفتمان و يا فراروايت عصر ماست همچون هر گفتمان ديگري جهاني شدن نيز تركيبي از : « قدرت » « معرفت » « حاشيه » « درون » « برون » « گزارههاي جدي » « گزارههاي غير جدي » « واقعيت » « اسطورهاي » است.

از منظر امنيتي نيز جهاني شدن از نظير هر پديده ديگر تركيبي از « تهديد » و « فرصت » است. به بيان ديگر جهاني هم ميتواند مقوم امنيت ملي يك جامعه محسوب گردد و هم مخرب آن.

جهاني شدن با آمدن خود نظم اجتماعي و محيطي را در معرض تغيير و تحولات ژرف و گسترده قرار داده است در فرايند هويت سازي فرد را جايگزين دولت قرار داده، مرجعهاي اجتماعي را متنوع كرده، هويت سازي سنتي را دشوار ساخته، احساس موقتي و متغير بودن را بر ذهن انسان چيره گردانيده، امنيت و آرامش ناشي از وحدت و تداوم را با نا امني مواجه نموده، ترديد و عدم قاطعيت را به همه حوزهها زندگي فرهنگي و حتي حوزه شناخت علمي رسوخ داده ترس و نا امني فراگيري را پديد آورده، قلمرو و روابط اجتماعي را گسترش داده، دنياي اجتماعي افراد بسيار بزرگتر از گذشته ساخته و احساس كنترل ناپذير بودن چنين دنيايي را به وجود آورده، تغييرپذيري و سرعت را به مهمترين عوامل ويژگي بخش زندگي اجتماعي مدرن تبديل نموده، مرزداران و مرزپسندان را با دنياي بدون مرز مواجه نموده، اصحاب هويتهاي شفاف را مواضع شديد و مستحكم را با هويتهاي كدر و موزائيكي روبرو نموده . . .و اين همه يعني تهديد « امنيت هستي شناسي » انسانهاي اين عصر.

5-2 دلايل مخالفت نيروهاي سياسي با روندهاي جهاني شدن

در چند سال گذشته روندهاي گلوبال و شكلگيري ساختارهاي اجتماعي آن مانند تمام پديده هاي نوين با مخالفت و مقاومت بسياري از نيروهاي اجتماعي و همچنين برخي از روشن فكران روبرو گرديده است. در كشورهاي در حال رشد بسياري از روشنفكران آنرا « توسعه بزرگ سرمايهداري » ميدانند در كشورهاي پيشرفته نيروهاي افراطي آن را « خيانت » شركتهاي بزرگ به ملتشان دانسته كه نتيجه آن نابودي فرهنگ غرب است. برعكس سوسياليستها ملي اروپا آن را برنامهاي براي تسلط فرهنگ آمريكا بر جهان اعلام ميكنند.60

برخي از محققين اسلامي نيز بر اين باورند كه بعد فرهنگ جهانسازي مستلزم تخريب سنت ها و هويتهاي فرهنگهاي ملي و جايگزين ارزشها مصرفگرا و فردگراي آمريكايي و مفاهيم اجتماعي غربي به طور كلي ميباشد.61

نيروهاي ضد گلوبال علل مخالفت خود را با روندهاي گلوبال به سه نكته خلاصه كردهاند :

بيكاري در كشورهاي پيشرفته محصول روندهاي گلوبال است.

فرهنگهاي ملي مورد تهاجم كشورهاي خارجي قرار گرفته است.

نهادهاي فراملي در جهان به تضعيف دولتها انجاميده و استقلال كشورها را به خطر انداخته است.

5-3 دلايل دفاع نيروهاي سياسي

1. به واسطه فنآوري بسيار پيشرفته و كارآمد ارتباطي و جدايي فضا ازمكان اين مكان فراهم شود كه زندگي اجتماعي در فضايي بسيار گسترده شكل بگيرد و توانايي مكان در محدوده مقيد ساختن روابط اجتماعي و بنابراين گسترده زندگي اجتماعي بسيار كاهش مييابد.

2. در چنين دنياي بدون مرز امكان گفتگوي فرهنگها و گفتمان ها بيشتر فراهم شده و اجزاء و عناصر مختلف فرهنگي به صورت گريز ناپذير با هم برخورد ميكنند و در كنار يكديگر قرار گيرند، و دنياهاي بسته باز ميشوند.

3. به رغم دشوار شدن فرايند هويتسازي بستري مهيا براي تكثير و خاص گرايي فرهنگي و شكل گيري هويتهاي محلي فراهم ميشود.

4. دولتهاي ملي ميتوانند با استفاده از اين تكنولوژي بر قدرت خويش بيافزايند. و حاكميت خود را بيشتر تحكيم بخشند.

5. روند جهاني شدن و ادغام اقتصادي كشورها را وادار به همكاري گستردهاي نموده و وابستگي بين ملتها افزايش يافته است. نتيجه چنين وضعيتي آن است كه براي به دست آوردن نيروي انساني توليد كننده و سرزمينهاي حاصلخيز و يا منابع مهم اقتصادي همانند گذشته جنگي صورت نخواهد گرفت و لذا پتانسيل صلح افزايش چشم گيري مي يابد.

6. ايجاد جامعه مدني، پيش شرط مردم سالاري واقعي است و جامعه مدني با افزايش امكانات ايجاد ارتباط و شبكههاي ارتباطي مردم سالاري را پيش ميراند.

7. براي نخستين بار توزيع سازمانهاي گلوبال اين مكان را براي كشورهاي در حال رشد فراهم آورده كه در عرصه جهاني به گسترش فرهنگ خود بپردازند. در اين مورد مي توان به هزاران سايت اينترنتي اشاره كرد كه در چند سال گذشته براي ترويج فرهنگهاي ملل مختلف شكل گرفتهاند.

8. به دليل خورد شدن انحصارات فرهنگي « ملي » كشورهاي پيشرفته و پيدايش اهرمهاي توزيع فرهنگي گلوبال ، فرهنگهاي ملي كشورهاي ضعيفتر امكانات رقابت در عرصه جهاني به دست خواهند آورد.62

6- نتيجهگيري و پيشنهادات

6-1 نتيجه گيري

اسلام ديني براي تمام افراد با هر پيشينه قومي و نژادي است. تمدن اسلام بر مبناي اصولي است كه مخالف هر گونه تبعيض نژادي و قومي است. اقوام متعددي از قبيل اعراب، ايرانيان، تركها، آفريقاييها، هنديها، چينيها، مالزيها و اقوام كوچكتري به تمدن اسلامي پيوستند و در شكل گيري آن كمك كردند. هر گروه قومي و نژادي كه به اسلام پيوست كمكهاي شاياني را به تمدن اسلام كه خود نيز جزئي از آن بود نمود. احساس برادر وخواهر بودن كه در اسلام خيلي بر آن تأكيد شده است فراتر از هر پيوند نژادي، زباني و قومي ديگر است. در تمدن اسلامي اقوام غير مسلمان نيز حق زندگي داشتند و در بعضي موارد نيز منشاء خدمات مفيدي گرديدند و در اثر همين تمدن بود كه اسلام مشعل دار علم و فرهنگ گرديد.

اسلام نه تنها يك تمدن جهاني را براي مردمي با اقوام و نژادهاي مختلف ايجاد كرد بلكه همچنين نقش اساسي در پيشبرد دنياي تفكر و انديشه كه قبل از آن به اين سابقه نبود ايفا نمود.

اهميت علم و دانش در اسلام به اندازهاي است كه سفارش شده مسلمانها دنبال علم باشند حتي اگر در چين باشد.62

توصيههاي بهداشتي اسلام در زمينههاي مختلف خانوادگي، ارتباطي، غذايي، روحي و رواني، ميتواند در جهاني شدن نقش اساسي داشته باشد و از بسياري از بيماريهاي واگيردار كه امروزه گريبانگير بشر شده و ميرود كه ارتباطات جهاني را با مشكل مواجه سازد جلوگيري نمايد.63

جهاني شدن در ديدگاه اسلامي نه حاكميت يك فرهنگ، كشور، قوم، نژاد، اقتصاد و . . . بر بقيه ملل بلكه وحدت افكار و انديشهها و آزادي بشر از هر نوعي قيد و بند فرهنگي و اقتصادي است .

كان الناس امه واحده فبعث ا... النبيين مبشرين و منذرين ( قسمتي از آيه 213 سوره بقره )

مردم همگي يك گروه هستند ( امت واحد ) 64، پس خداوند رسولان را فرستاد كه نيكان را مژده دهند و بدان را بترسانند.

6-2 پيشنهادات

در خصوص جهاني سازي اسلام سه رويكرد عمده وجود دارد :

1- رويكرد نخست بر عقايد مكتب ليبراها مبتني است كه اين رويكرد جهاني سازي فرايندي مثبت و غير قابل اجتناب ميپندارندكه همگي بايد در آن ادغام شوند در بين كشورهاي اسلاميتر كه مدافع اصلي اين ديدگاه است.

2- رويكرد دوم : ديدگاهي انتقادي است كه از سوي گروهي گرايشهاي سياسي مستقل رايج پذيرفته شده كه بر تأثير منفي جهاني سازي تأكيد و تمركز دارد. ماهاتير نخست وزير مالزي و بسياري از روشنفكران اسلامي از جمله محمد و جمال البنا از طرفداران اين نظريه هستند.

3- رويكرد سوم : مبتني بر همكاري است بر اين باور است كه چون جهاني سازي بر ماست، بايد با آن كنار بياييم، اگر چه اين كنار آمدن به اين مفهوم نيست كه تمام جنبههاي آن به طور كامل پذيرفته شود و كنار آمدن با جهاني سازي با اين معني عبارتست از مشاركت و گفتگوهاي علمي و واقعي با قدرتهايي كه حامي و مدافع اين پديده ميباشند به منظور به كاهش رساندن اين خسارتها و به حداكثر رساندن مزايا. اين رويكرد در مواضع كشور مصر و جمهوري اسلامي ايران ديده مي شود .

در عرصههاي مختلف جهاني شدن در قلمرو عمل چهار سطح وجود دارد.

1- سطح داخلي ( ملي ) 2- ادغام مشترك بين كشورهاي اسلامي 3- ارتباط بين كشورهاي اسلامي و همتايان خود 4- رابطه بين كشورهاي اسلامي و طرفداران جهاني سازي

كشورهاي اسلامي بايد روابط خود را با يكديگر تقويت نمايند. اولويتهايي كه اين كشورها بايد مورد توجه قرار دهند عبارتست از :حذف موانع تجاري- انتقال فن آوري قانونگذاري در مورد حقوق مالكيت معنوي و ارتقاي كار مشترك.

آنها همچنين بايد روابط خود را با كشورهاي همتاي خود از نظر اقتصادي و سياسي تقويت نمايند و روابط سازنده اي با حاميان جهاني سازي از طريق مشاركت بيشتر در سازمان ها و موافقت نامه هاي بين المللي بخشند.

جهاني سازي مسائل سياسي و امنيتي مستلزم اين است كه كشورهاي اسلامي به مقولات حقوق بشر و مردم سالاري توجه بيشتري بنمايند و ديگر آنكه آنها يك الگو سياسي را بر اساس مشاركت عمومي و همگاني را ايجاد نمايند و بجاي الگوهايي كه جهاني سازي سياسي ارائه مي دهد يك الگوي امنيتي- سياسي اسلامي بين كشورهاي اسلامي اعمال شود.در اين زمينه سازمان كنفرانس اسلامي ميتواند در جهت حل اختلافات عمل كند و نقش خود را در امنيت جمعي كشورهاي اسلامي افزايش دهد.

در سطح فرهنگي كشورهاي اسلامي به تدوين طرح هايي براي رفع بيسوادي، ارتقاي آموزش و فعال كردن جامعه مدني اقدام نمياند. آنها بايد از روابط بين يكديگر در جهت تسهيل حال اختلافات نوعي گفتمان فرهنگي – مذهبي را برقرار نمايند و از همه موارد ذكر شده مهمتر كشورهاي اسلامي داراي سابقه درخشان تمدن اسلامي كه به نوعي جهاني سازي دنياي آن روز بوده ميباشند. خصوصيات عمده و اصلي كه موجب شكلگيري اين تمدن گرديد مشعلدار بودن كشورهاي اسلامي در پيشبرد علم و دانش بوده است و اگر كشورهاي اسلامي خواهان دستيابي به تمدن عظيم از دست رفته خود ميباشند بايستي مجدداً پرچمدار علم و دانش باشند زيرا تنها از اين طريق است كه ميتوان فاصلههاي عظيم اقتصادي و تكنولوژي خود را با دنياي غرب پر نمايند و اين امر نيازمند ايجاد يك رنسانس فكري و احياي انديشيدن و تفكر ميباشد كه خوشبختانه تمامي منابع اسلامي تشويق كننده به اين امر ميباشد و از جمله در قرآن كريم خداوند به علت اهميتي كه براي علم قائل است به قلم قسم ياد مينمايد.

ن والقلم و ما يسطرون ( سوره قلم آيه 1 )

پي نوشتها

1. World

2. globalization

در فرهنگنامه آقاي عاشوري واژه گلوبال ( global) به معني جهانگير و گلوباليزيش ( globalization) به معني جهانگير كردن ترجمه شده است در اين مقاله از واژه فراملي براي توضيح ساختارهاي گلوبال در يك جامعه معين در گلوبال به معني ساختارهاي جهاني فراملي به كار رفته است.

3. Global community

4. World

5. Particular community

6. Interdependence

7. Integration

8. Internet

9. EURO

10. Alen Dearshouitz

11. Arjuan paravdy

12. Mordernity At Large

13. Imagined world

14. Tehno scape

15. Finance scape

16. I dio scape

17. Ema. N . Rikhter

18. Manuael castel

19. Pul Swits

20. Nomad

21. Emergence

22. Conduet

23. Convergence

24. Fard Ayn

25. Obligatory Knowledge

26. جهاني شدن و تحولات جهاني // (1382 ) مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري، سايت آيندهنگر

27. Embroynic Textual

28. Shura

29.

30. polity

31. Ahqam

32. Socio-Scientfic

33. Socio-Economic

34. And he it is who has made the sea subservient and on that ( very sea) one sees ships ploughing the waves, so that you might ( be able) go forth in you quest of his bounty and thus have caus to be grateful ( to him)

35. and all the (beauty) many hues which he has created for you on earth, in this behold there is a message for people who ( are willing to ) take it to hear to.

36. امت به عنوان يك چارچوب براي چالش هاي آينده به عنوان يك مفهوم داراي سه مفهوم است : 1. امت يك مفهوم پويا است گذشته را تفسير ميكند و در صدد روبرو شدن با چالشهاي آينده است. 2. امت با مشكلات ريشه جهاني به خصوص مسائل محيطي را جوابگو باشد است به عنوان يك اجتماع نيازمند به مسئوليت اخلاقي علمي براي زمين به عنوان يك حقيقت ميباشد. 3. به امت بايستي به عنوان يك ابزار بسيار مهم و به عنوان يك فرايند عقلايي نگريسته شود. مفهوم امت را بايستي از آن چيزي كه در دنياي غرب به عنوان مفهوم امپرياست است جدا كرد زيرا جامعه امتي چند نژادي و چند فرهنگي ميباشد و تكثير را قبول دارد. يك امت حقيقي به عقايد غير مسلمان همانطوريكه در جامعه پيامبر مرسوم بود احترام ميگذارد. از پيش زمينههاي دستيابي به مفهوم امت از بين بردن فقر اقتصادي اجتماعي فرهنگي است.

37. Islamic parad im

38. Tawheed

39. Unity

40. Kalifah

41. Trusteeship

42. I badah

43. Worship

44. Ilm

45. Knowledge

46. Hlal

47. Praiseworthy

48. Haram

49. Blamweorthy

50. Adl

51. Social

52. Zulm

53. Tyrany

54. Istislah

55. Public Interest

56. Dhiya

57. Waste

58. در فقه شيعي از عنوان امت به جاي خلافت استفاده ميشود.

59. Anwar Ibrahim

60. تقوايي احمد ( 1382) // انسان گلوبال پارادايم قرن بيست يكم // سايت آيندهنگر

61. السعيد السلام محمد ( 1382) تدابير جهان اسلام در تعامل با جهاني شدن// ترجمه هيبت ا... نشرندي منش : سايت حقوق، كام

62. // Islam a world civilization // (1998) the Encarte Desk Encylopedia copyright.

Akhar n.mohammad. (2003)// Globalization public health and the Islamic nation // the serventh internatianal conference . on the impact of globalization on development and health care services Islamic countries//Kwait

63. همانطوريكه قبلاً توضيح داده شده امت واحد همان جامعه كنوني به مفهوم اسلامي است.

از: محمد همتی